ملا خليل بن غازي القزويني
99
صافى در شرح كافى (فارسى)
الف ) مقصودِ اصلى است و آن صاحب عنوانى است كه عنوان آن خارج از آن باشد ، مثل فرد حقيقىِ اسما كه متصوّر شده به وجه ، نه به كنه . الْإِشْرَاك : عبادت غيرِ اللَّه تعالى را با عبادت اللَّه تعالى ضمّ كردن . مراد به صفت ، محمول به حملِ اشتقاق ، يا به توسّط « ذُو » است ، مثل علم و قوّت كه محمول است به توسّط حمل عالم و حمل ذُو القوّة . و ذكرِ بِصِفَاتِهِ براى ابطالِ اين است كه بعض اسماى او علم باشد . يعنى : روايت است از امام جعفر صادق عليه السلام گفت كه : عبادت كنندگان كه منسوب به اسلاماند ، چهار قسماند : اوّل ، كسى كه عبادت اللَّه تعالى كرد به اعتقاد توهّم او ؛ به معنى اعتقاد اين كه اسمى از اسماى او ، عين فرد حقيقى آن است ، مثل كسى كه او را جسم يا بدن شمرد و مثل كسى كه او را ديدنى شمرد ؛ چه از جمله اسماى او عَلَمِ شخصى او خواهد شد و مثل دوانى « 1 » ، كه او را وجود و قدرت و علم مىشمرد بىقصدِ مجاز ؛ و عالم را - مثلًا - به معنى علمِ قائم بِهِ نفس مىشمرد به قيامِ مجازى . و بر اين قياس است اسماى ديگر . و مثل كسى كه لفظ « اللَّه » را عَلَمِ شخصى او مىشمرد و چون اسم را توهّم مىكند خيال مىكند كه مُسَمّا را توهّم كرده و آن توهّم كرده شده را عبادت مىكند . پس به تحقيق كافر شده ؛ چه عبادت نكرده مگر چيزى را كه تحقّق آن نيست مگر در اذهانِ حادثه ؛ و آن معبودِ به حق نيست . و دوم ، كسى كه عبادت كرد اسم را ، نه معنا را ، پس كافر شد . مراد كسى است كه
--> ( 1 ) . جلال الدين محمّد بن سعد الدين اسعد صدّيقى دوانى ، فقيه ، فيلسوف و محقّق شافعى مذهب است كه برخىگفتهاند : وى بعداً مستبصر شده و به تشيّع روى آورده است . او اهل روستاى « دوان » از روستاهاى كازرون از نواحى شيراز بوده كه بعداً مدّتى نيز قاضى فارس بود و در سال 907 هجرى قمرى از دنيا رفت . از وى آثار بسيارى برجاى مانده است كه اكثر آنها مورد ارجاع محقّقين واقع شده است و البتّه بسيارى از عقائد او مورد نقد و ايراد قرار گرفته است . از آثار مهمّ او مىتوان به موارد زير اشاره نمود : حاشيهء قديم و حاشيهء جديد بر كتاب شرح تجريد دشتكى ، شرح الهياكل ، حاشيهء تهذيب المنطق ، الرسالة التهليليّة ، الأخلاق الجلاليّة ، رساله در جبر و اختيار ، و . . . ر . ك : روضات الجنّات ، ص 162 ؛ مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 221 ؛ إيضاح المكنون ، ج 1 ، ص 53 ؛ كشف الظنون ، ج 1 ، ص 195 و 244 و . . . ؛ هدية العارفين ، ج 2 ، ص 224 ؛ الأعلام ، ج 6 ، ص 32 و . . . .